Mihanpostسینمافرهنگی

فیلم‌هایی معرفی که هرگز رنگ پرده سینما را ندیدند + عکس

به گزارش میهن پست – دنیای سینما هم به نوبه ی خود کم رمزآلود و مبهم نیست ، گاهی فیلمی قوی و معنا گرا در زمان خود مورد بی مهری همگان قرار می گیرد و همان فیلم در آینده به عنوان شاهکار اثر هنر شناخته می شود و گاهی نیز عکس این قصیه در دنیای سینما صدق می کند.سینمادوستان اغلب درباره پروژه‌های بزرگ سینمایی صحبت می‌کنند که هیچگاه ساخته نشدند، اما در این میان فیلم‌هایی نیز هستند که فراتر از مرحله طرح و برنامه رفتند و حتی ساخته شدند، اما به دلایل گوناگون هیچ‌گاه بر روی پرده نقره‌ای سینماها اکران نشدند.
سینما دوستان اغلب درباره طرح و پروژه‌های بزرگ سینمایی به کارگردانی سینماگران مطرح صحبت می‌کنند که هیچگاه ساخته نشدند، اما در این میان فیلم‌هایی نیز هستند که فراتر از مرحله طرح و برنامه رفتند و حتی ساخته شدند، اما به دلایل گوناگون که می‌تواند تصمیم کارگردان‌،‌ استودیوهای فیلم‌سازی و یا مسائل حقوقی و مالی باشد هیچ‌گاه بر روی پرده نقره‌ای سینماها برای عموم مردم اکران نشدند.

روزی که دلقک گریه کرد

روزی که دلقک گریه کرد
روزی که دلقک گریه کرد

اولین تجربه کارگردانی «جری لوئیس»، کمدین سرشناس با عنوان «روزی که دلقک گریه کرد» در سال ۱۹۷۲ ساخته شد که پس از تکمیل «لوئیس» تصمیم گرفت که این فیلم هیچگاه نمایش نیابد. «جری لوئیس»، بازیگر کمدی صاحب‌نام سینما در این فیلم در نقش یک دلقک آلمانی به نام «هلموت دورک» بازی کرده است که در جریان جنگ جهانی دوم به دلایل سیاسی در یک کمپ زندانی شده است و در آنجا برای کودکان پیش از ورود به اتاق‌های گاز نمایش اجرا می‌کند. «لوئیس» درباره این فیلم می‌گوید از ساخت این فیلم خجالت‌زده ‌شدم، اما از این که اجازه ندادم کسی آن را ببیند خوشحالم. فیلم بسیار بسیار بدی بود!!

خاطرات اردوگاه

خاطرات اردوگاه
خاطرات اردوگاه

«خاطرات اردوگاه»، مستندی به تهیه‌کنندگی «آلفرد هیچکاک» – سینماگر بزرگ تاریخ سینما و به کارگردانی «سیدنی برنشتین» بود که در سال ۱۹۴۵ به حقایق تلخی پرداخت. این فیلم مستند از تدوین و کنارهم قراردادن صحنه‌های واقعی فیلمبرداری‌شده از اردوگا‌ه‌های مرگ نازی‌ها ساخته شد. این صحنه‌ها توسط واحد فیلم ارتش بریتانیا گرفته شده بود. این مستند چنان تاثیر‌گذار و وحشتناک بود که «هیچکاک» را که خود استاد سینمای ترس و دلهره و تعلیق بود را به شدت تحت تاثیر قرار داد و او برای یک هفته از استودیو فیلم‌سازی ناپدید شد و به افسردگی شدیدی دچار شد. در نهایت هیئت فیلم انگلیس که بیم داشت با نمایش فیلم انزجار و نفرت فراوانی از آلمان‌ها پس از جنگ جهانی ایجاد شود، تصمیم به عدم اکران فیلم گرفت. این فیلم در نهایت در سال ۱۹۸۴ برای اولین‌بار در جشنواره فیلم برلین نمایش یافت، اما هیچگاه اکران عمومی نیافت؛ گرچه هم اکنون نسخه‌ای از آن در سایت یوتیوب موجود است.

دلاور

دلاور
دلاور

فیلم «دلاور» اولین و آخرین تجربه «جانی دپ» پشت دوربین کارگردانی بود. این فیلم وسترن مدرن درباره مردی است که به ازای دریافت ۵۰۰۰ دلار برای خانواده‌اش می‌پذیرد مقابل دوربین کشته شود. در این فیلم «مارلون براندو» در یکی از آخرین نقش‌آفرینی‌هایش در نقش یک تهیه‌کننده فیلم ظاهر شده است. نمایش اولیه این فیلم در جشنواره کن در سال ۱۹۹۷ با بازخوردهای مناسبی رو به رو نشد و «جف اندرو» منتقد سینمایی این فیلم را “به شکل کسالت‌آوری کند و بسیار خودشیفته‌ مؤابانه خواند. «جانی دپ» که از این واکنش‌ها حیرت‌زده‌ شده بود از اکران فیلم در سینماهای آمریکا و شبکه نمایش خانگی جلوگیری کرد.

چه کسی بمبی را کشت؟

چه کسی بمبی را کشت؟
چه کسی بمبی را کشت؟

«جول شندلر هریس» که یک روزنامه‌نگار بود، برای اولین‌بار داستان‌های «Uncle Remus» را جمع‌آوری کرد که حکایاتی آفریقایی آمریکایی با لحنی اخلاقی چون حکایات ایزوپ بود. این داستان‌ها با شخصیت‌های انسانی و حیوانی تجربه بسیار خوبی برای کمپانی دیسنی در تلفیق عکس و انیمیشن در انیمیشنی به نام «آوای جنوب» در دهه ۱۹۴۰ بود. اما این انیمیشن از سوی «انجمن ملی پیشرفت رنگین‌پوستان» محکوم به اشاعه برده‌داری شد. این انیمیشن در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی جمع‌آوری شد و بنابر اعلام کمپانی دیسنی هیچگاه مجددا برای عموم نمایش نخواهد یافت.

پیش از این که «دیوید اوراسل» به شهرت امروز خود دست یابد و فیلم‌هایی چون «مبارز»، «کتابچه بارقه امید» و «اخاذی آمریکایی» را بسازد، در سال ۲۰۰۴ یک فیلم کمدی به نام «I Heart Hackabees» را تولید کرد که یک شکست از نگاه منتقدین محسوب شد و بلافاصله به سراغ فیلم «Nailed» رفت که درباره زنی مبتلا به یک اختلال روانی عجیب بود. در نهایت فیلمبرداری پایان یافت اما مراحل تولید چهار بار به سبب مشکلات مالی متوقف شد و درنهایت به عدم توزیع و اکران فیلم منجر شد. «دیوید اوراسل» عنوان کرده که قصد ندارد در آینده این فیلم را به نمایش بگذارد.
کمپانی فاکس قرن بیستم که قصد داشت فیلمی موزیکال به نام «چه کسی بمبی را کشت؟» بر اساس فیلم «شبِ یک روز سخت» در دهه ۱۹۷۰ به کارگردانی «راس میر» و با فیلمنامه‌ای از راجر ایبرت» تولید کند، بلافاصله پس از آگاهی کامل از متن فیلمنامه از ادامه فیلمبرداری جلوگیری کرد و این پروژه سینمایی برای همیشه ناتمام ماند. البته «راجر ایبرت» در سال ۲۰۱۰ نسخه کامل از فیلمنامه «چه کسی بمبی را کشت؟» را در وب‌سایت شخصی‌اش منتشر کرد.

داستان عمو تام

داستان‌های عمو تام
داستان‌های عمو تام

«پنه‌لوپه اسفیرز» که به تازگی از مدرسه فیلمسازی فارغ‌التحصیل شده بود، اولین فیلم بلند خود را به نام «داستان‌های عمو تام» با بازی «ریچارد پرایر» در سال ۱۹۶۹ ساخت. داستان فیلم درباره مرد ثروتمند سفیدپوستی بود که توسط گروهی از مردان سیاه‌پوست ربوده می‌شود و بصورت نمادین برای تاریخ نژادپرستی آمریکایی‌ها مورد محاکمه قرار می‌گیرد. فیلمبرداری فیلم پایان یافت و فیلم تدوین شد و اینجا بود که «ریچارد پرایر» بازیگر فیلم به یک‌باره تمامی زحمات را به باد داد و سلولوئید فیلم را نابود کرد. «پرایر» که با همسرش اختلاف شدیدی داشت پس از درگیری با او تمامی سلولوئیدهای فیلم را پاره کرد. یک سال طول کشید تا بخش‌هایی از آن ترمیم شد و پس از آن به «بیل کاسبی» فروخته شد تا برای تدوین مجدد آن سرمایه‌گذاری کند، کاری که او هیچگاه انجام نداد.

گدار

گدار
گدار

«ژان لوک گدار» پس از اینکه در سال ۱۹۶۸ از حرفه فیلمسازی خداحافظی کرد، خیلی زود به این عرصه بازگشت و با دو مستندساز به نام‌های «پنبیکر» و «لیکاک» برای ساخت مستندی سیاسی درباره آمریکا همکاری کرد. محصول نهایی این همکاری «یک فیلم آمریکایی» نام گرفت، اما گدار دو مستندساز را در در امر توزیع فیلم تنها گذاشت و «پنبیکر» و «لیکاک» که غرق در بدهی شده بودند اعلام ورشکستگی کردند و نتوانستند فیلم را اکران و توزیع کنند، اما این فیلم تنها در چند جشنواره سینمایی با تدوین جدید از سوی «پنبیکر» با عنوان «یک فیلم پنبیکر» نمایش یافت.

خون تیره

خون تیره
خون تیره

مرگ «ریور فونیکس» در سن ۲۳ سالگی هالیوود را شوکه کرد و فیلم آخر او را در شرایطی نامشخص قرار داد. زمانی که وی در ۳۱ اکتبر ۱۹۹۳ به سبب مصرف بیش از حد مواد مخدر درگذشت، تقریبا بیشتر نقش خود را در فیلم «خون تیره» به اتمام رسانده بود. «خون تیره» به کارگردانی «جورج سلویزر» سینماگر هلندی درباره زنی است که به دلیل آزمایشات هسته‌ای همسر خود را از دست می‌دهد. با توجه به این که اتمام پروژه بدون بخش‌های باقی مانده از بازی «ریور فونیکس» غیرممکن به‌نظر می‌رسید پروژه فیلم لغو شد. «سلویزر» در سال ۲۰۱۲ این فیلم را در چند جشنواره سینمایی اروپایی نمایش داد اما اکران عممومی این فیلم برای همیشه غیرممکن خواهد بود.

منبع : ایسنا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا