خاستگاه سنگ محراب استون هنج کشف شد انتقال این سنگ 12 هزار پوندی از اسکاتلند به انگلستان، که احتمالاً بین سالهای 2480 تا 2620 قبل از میلاد انجام شده، یکی از دستاوردهای شگفتانگیز دوران نوسنگی است. محققان موفق شدند خاستگاه « سنگ محراب » در بنای تاریخی « استون هنج » در بریتانیا را که سنگی عظیم و شش تنی است، کشف کنند.
سنگ محراب که با نام دیگر Stone 80 نیز شناخته می شود، یک مگالیت خوابیده شش تنی است که از یک ماسه سنگ میشی تشکیل شده است.
بر اساس مطالعات قبلی سنگ محراب را از رخنمونهای قرمز قدیمی در ولز سرچشمه گرفته است، با این حال، تجزیه و تحلیل ژئوشیمیایی دو نمونه 30 میکرومتری اکنون نشان میدهد که این سنگ در حدود 4500 سال پیش از اسکاتلند منتقل شده است.
این تحقیق توسط یک دانشجوی دکترای ولزی، آنتونی کلارک، که اکنون در دانشگاه کرتین در استرالیای غربی کار می کند، رهبری می شود.
به گفته نویسندگان این مطالعه: «مقایسه سن آواری با بستههای رسوبی در سراسر بریتانیا و ایرلند شباهت قابل توجهی به ماسهسنگ قرمز قدیمی حوضه ارکادیان در شمال شرقی اسکاتلند نشان میدهد. چنین منشأیی نشان میدهد که سنگ محراب ، یک بلوک ۶ تنی شکل، حداقل ۷۵۰ کیلومتر از محل فعلیاش فاصله دارد.»
حمل و نقل سنگ در چنین مسافت وسیعی همچنان موضوع حدس و گمان است. با این حال، این کشف اخیر سطح پیشرفته سازمان اجتماعی مورد نیاز برای حمل و نقل درون بریتانیا در دوران ماقبل تاریخ را برجسته می کند.
پروفسور کریس کرکلند، یکی از نویسندگان این مطالعه، گفت: “کشف ما از منشا سنگ محراب استون هنج ، سطح قابل توجهی از هماهنگی اجتماعی را در طول دوره نوسنگی برجسته می کند و به ترسیم تصویری جذاب از بریتانیای ماقبل تاریخ کمک می کند.”
پروفسور کرکلند افزود: «حمل و نقل زمینی چنین محموله های عظیمی از اسکاتلند به جنوب انگلستان بسیار چالش برانگیز بود که نشان دهنده وجود یک مسیر دریایی احتمالی در امتداد سواحل بریتانیا است».
استون هنج همیشه توانسته مردم را به فکر فرو ببرد. حتی اگر فقط عکسهای آن را دیده باشید، این بنای باستانی حس عجیب و قدرتمندی را منتقل میکند.
سنگهای عظیم در قالب یک دایره بر فراز دشت باز سالزبری قرار گرفتهاند؛ گویی از رازی متعلق به جهانی دیگر محافظت میکنند.
سالهاست که مردم میپرسند چرا استونهنج ساخته شد. آیا این مکان برای برگزاری آیینهای مذهبی بوده است؟ آیا با خورشید و فصلهای سال ارتباط داشته؟ آیا مردم برای گرامیداشت مردگان در آن گرد هم میآمدند؟
این پرسشها همچنان اهمیت دارند، اما معمای دیگری نیز به همان اندازه جذاب است.
معمای سنگ محراب استون هنج
در مرکز استونهنج، سنگ محراب قرار دارد؛ یک تختهسنگ ماسهای مسطح که حدود ۶ تن (۵.۴ تن متریک) وزن دارد.
طول این سنگ نزدیک به ۵ متر است، یعنی از بسیاری از خودروهای خانوادگی بلندتر است. باستانشناسان دههها تلاش کردهاند منشأ آن را پیدا کنند و بفهمند انسانهای باستانی چگونه آن را جابهجا کردهاند.
اکنون پژوهشهای جدید این داستان را شفافتر کردهاند. یافتهها نشان میدهند که سنگ محراب احتمالاً از شمال اسکاتلند آمده است؛ منطقهای که صدها کیلومتر از استونهنج فاصله دارد.
اگر این موضوع درست باشد، سفر این سنگ یکی از شگفتانگیزترین بخشهای تاریخ استونهنج خواهد بود.
سنگ محراب استون هنج ؛ بنایی ساختهشده از سفرهای طولانی
استونهنج ممکن است در نگاه اول یک دایره سنگی واحد به نظر برسد، اما سنگهای آن از مناطق مختلفی آورده شدهاند.
بزرگترین سنگها که «سارسن» نام دارند، از منطقه وست وودز در فاصله حدود ۲۵ کیلومتری منتقل شدهاند. گروه دیگری از سنگها که با نام «بلواستون» شناخته میشوند، از ولز و از فاصلهای حدود ۲۳۰ کیلومتر به این محل رسیدهاند.
این سفرهای طولانی نشان میدهد که انسانهای ماقبل تاریخ بسیار پیش از اختراع ماشینآلات مدرن قادر بودند تختهسنگهای عظیم را در مسافتهای طولانی جابهجا کنند.
تحلیل سنگها بر دادههایی متکی است که از بلورهایی بسیار کوچک به دست میآیند؛ بلورهایی که اغلب افراد هرگز متوجه وجود آنها نمیشوند.
درون سنگ محراب مواد معدنی بسیار ریزی به نام زیرکن وجود دارد. این بلورها مانند بایگانیکنندگان طبیعی عمل میکنند. زمانی که سنگها شکل میگیرند، زیرکنها سرنخهای شیمیایی را در خود حفظ میکنند؛ سرنخهایی که میتوانند صدها میلیون سال باقی بمانند.
دانشمندان میتوانند این نشانهها را بررسی کرده، با نمونههای سنگی مناطق مختلف مقایسه کنند.
سنگ محراب استون هنج از دورترین نقطه آمده است
تحلیلها نشان میدهد که سنگ محراب ممکن است مسافتی طولانیتر از تمام سنگهای دیگر استونهنج را طی کرده باشد.
این سنگ از نوعی ماسهسنگ موسوم به «ماسهسنگ سرخ قدیمی دونین» ساخته شده است. چنین سنگی بهطور طبیعی در اطراف استونهنج یافت نمیشود.
این موضوع یک نکته مهم را برای پژوهشگران روشن کرد: سنگ محراب یک سنگ بومی منطقه نبود.
سالها دانشمندان به دنبال محل اصلی آن بودند. اکنون قویترین شواهد به سواحل کایتنس در شمال اسکاتلند اشاره دارند؛ منطقهای که حدود ۷۰۰ کیلومتر با دشت سالزبری فاصله دارد.
پژوهشگران سنگ محراب را با نمونههای ماسهسنگ از بخشهای مختلف اسکاتلند مقایسه کردند. نزدیکترین تطابق مربوط به سارکلت، منطقهای ساحلی در کایتنس بود.
مناطق نزدیک دیگر نیز شباهتهایی داشتند، اما سارکلت قویترین تطابق را ارائه داد.
اهمیت این یافته در آن است که یک حدس کلی را به تصویری بسیار دقیقتر تبدیل میکند. سنگ محراب صرفاً از «جایی در اسکاتلند» نیامده، بلکه به احتمال زیاد از بخش مشخصی از سواحل شمالی این کشور منشأ گرفته است.
این کشف هیجانانگیز است، اما همزمان معما را پیچیدهتر میکند. اگر سنگ واقعاً از کایتنس آمده باشد، کسی یا چیزی باید آن را در مسافتی بسیار طولانی جابهجا کرده باشد.

آیا یخچالهای طبیعی استون هنج را منتقل کردند؟
یکی از پاسخ های احتمالی، یخ است. در آخرین عصر یخبندان، یخچالهای عظیم سراسر بریتانیا را درنوردیدند. این یخچالها میتوانند سنگها را برداشته، آنها را بسیار دورتر از محل شکلگیریشان منتقل کنند.
به همین دلیل دانشمندان این پرسش منطقی را مطرح کردند: آیا یخچالها میتوانستند سنگ محراب را تا نزدیکی استونهنج حمل کنند و انسانها فقط بخش پایانی مسیر را طی کرده باشند؟
برای بررسی این فرضیه، پژوهشگران از مدلهای رایانهای حرکت یخهای باستانی استفاده کردند. نتایج نشان داد یخهای حوضه اورکادیان، منطقه گسترده مرتبط با منشأ سنگ، عمدتاً به سمت شمال و شرق حرکت کردهاند.
این جهت حرکت نمیتواند انتقال سنگ به جنوب انگلستان را توضیح دهد.
یک استثنا در فرضیه یخچالها
البته یک استثنای احتمالی وجود داشت. در برخی شرایط، یخها ممکن بود سنگها را به سمت داگر بانک منتقل کنند؛ منطقهای که زمانی خشکی بود اما اکنون زیر آبهای دریای شمال قرار دارد.
با این حال حتی این سناریو نیز معما را بهطور کامل حل نمیکند.
دکتر آنتونی کلارک توضیح داد: «مدلسازی ما نشان میدهد یخچالها ممکن است در آخرین عصر یخبندان بخشی از مسیر انتقال سنگها را بر عهده گرفته باشند، شاید تا منطقه داگر بانک در دریای شمال. اما این انتقال به جنوب انگلستان نرسیده است، بنابراین همچنان لازم بوده انسانها سنگ را صدها کیلومتر جابهجا کنند.»
قدرت انسان عامل انتقال سنگ محراب
حتی اگر یخچالها بخشی از مسیر را طی کرده باشند، نمیتوانند توضیح دهند که سنگ چگونه به جنوب انگلستان رسیده است. مدلها هیچ مسیر مستقیم یخی میان شمال اسکاتلند و استونهنج نشان نمیدهند.
دکتر آنتونی کلارک، نویسنده همکار این پژوهش از دانشگاه کرتین، گفت: «به جای انتقال طبیعی توسط یخ، شواهد به جابهجایی عمدی و برنامهریزیشده در میان چشماندازی دشوار و متنوع اشاره دارند.»
زمانبندی، پرسشهای جدیدی ایجاد میکند
مشکل دیگری نیز وجود دارد: زمان.
داگر بانک حدود ۷ تا ۸ هزار سال پیش بهتدریج زیر آب رفت. در مقابل، سنگ محراب احتمالاً حدود ۵ هزار سال پیش به استونهنج رسیده است.
این اختلاف زمانی چند هزار ساله به این معناست که اگر یخ مسئول انتقال سنگ بوده باشد، سنگ باید برای مدت بسیار طولانی در دسترس باقی مانده باشد؛ آن هم در شرایطی که چشمانداز طبیعی منطقه بهطور مداوم تغییر میکرد.
پس از آن نیز انسانها باید سنگ را پیدا کرده، دوباره جابهجا میکردند. چنین سناریویی غیرممکن نیست، اما اثبات آن بسیار دشوار است.
دکتر کلارک معتقد است که سنگ احتمالاً در چند مرحله توسط انسانها منتقل شده و شاید ترکیبی از حمل زمینی، استفاده از رودخانهها یا مسیرهای ساحلی در این فرآیند نقش داشته است.
انتقال سنگی ۶ تنی سنگ محراب استون هنج تلاشی عظیم و هماهنگ
جابهجایی یک سنگ ۶ تنی بدون کامیون، جرثقیل یا تجهیزات مدرن کار سادهای نبود. سازندگان استونهنج به ابزارهای ابتدایی، نیروی انسانی، برنامهریزی دقیق متکی بودند.
صرفنظر از مسیر دقیق انتقال، انجام چنین کاری به همکاری تعداد زیادی از افراد نیاز داشته است.
دکتر کلارک میگوید: «انتقال سنگی با این ابعاد در چنین فاصله طولانی به برنامهریزی، هماهنگی، درک عمیق از محیط، همچنین ارادهای فوقالعاده نیاز داشته است.»
او افزود: «این مطالعه نشان میدهد ترکیب تحلیلهای زمینشناسی با مدلسازی رایانهای میتواند به حل پرسشهای قدیمی درباره نحوه ساخت استون هنج کمک کند.»
نتیجهگیری
پژوهش جدید درباره سنگ محراب استونهنج نشان میدهد این سنگ احتمالاً از شمال اسکاتلند به جنوب انگلستان منتقل شده است. شواهد فعلی نقش محدود یخچالهای طبیعی را مطرح میکنند، اما بیشتر دادهها از یک جابهجایی هدفمند توسط انسانهای باستانی حکایت دارند. اگر این فرضیه درست باشد، انتقال سنگ محراب یکی از بزرگترین دستاوردهای مهندسی و سازماندهی در دوران ماقبل تاریخ به شمار میرود.



